← بازگشت به لیست جلسات

۱۴ : راز شجاعت ایلیا

💫 ایلیا

🏜 جلسه‌ی چهاردهم

💎حکمت چهاردهم: راز شجاعت ایلیا

✍️ مدرس: علی مقدم 



☀️ ترس خود را حمل نکنید، بلکه آن را حل کنید! هر ترسی که پنهانش کنید، یک گوشه از توانمندی‌های شما را فلج می‌کند‌. 


☀️ دنیا آن‌قدرها هم جدی نیست؛ ترس‌ها را تبدیل کنید به چالش و مانند یک بازی انجام دهید.


☀️ بزرگ‌ترین استعدادها، پشت نقاب «نکند مسخره بشوم و خراب کنم» دفن شده‌اند! اجازه ندهید ترس از قضاوت، فرصت‌هات را بسوزاند


☀️سیره علوی یعنی آرامش در اوج طوفان، 

دلتان که به امیرالمؤمنین گرم باشد، دلهره معنا ندارد.  


☀️همه مشکلات از یک فکر و وهم شروع می‌شود، وسوسه و ترس را همان لحظه‌ی اول در نطفه خاموش کنید تا کوه نشود.  


☀️از شکست نترسید؛هر خراب‌کردنی یک تجربه‌ برای شروعی بهتر است.  


☀️شکستن یک ترس، یعنی کلید باز کردن تمام ترس‌های زندگی. همین امروز با یکی از ترس‌هایتان چشم‌درچشم شوید! 👊  


☀️فضیلت در «تعادل» است؛ نه خجالتیِ منزوی باشید و نه بی‌ادبِ پررو، نقطه میانه رو پیدا کنید.


☀️با ترس‌هایتان زندگی نکنید؛ دست مربیِ ایلیا را بگیرید، «یا علی مدد» بگوید و شجاعانه در میدان مبارزه و تلاش وارد شوید. 



۱۴۰۵/۰۶/۰۸


#حکمت_ایلیا

#جلسه_چهاردهم

#علی_مقدم 



📎 سایر جلسات دوره‌ی ایلیا



@inlightschool

https://www.aparat.com/v/nwrmq5u

 «من مستِ مِیِ عشقم، هوشیار نخواهم شد
وز خوابِ خوشِ مستی بیدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از باده‌ی دوشینه
تا روزِ قیامت هم هشیار نخواهم شد

تا هست ز نیک و بد در کیسه‌ی من نقدی
در کوی جوان‌مردان عیّار نخواهم شد»

سلام، ادب و احترام دخترها و پسرهای گل و نازنینم. خوشحالم از این‌که در کنار شما هستم و بر سر سفره‌ی «ایلیا» نشسته‌ایم.
عزیزانم، در جلسات پیشین مطالبی فرا گرفتید که امروز مرور مختصری بر آن‌ها خواهیم داشت و سپس درس امروز را آغاز می‌کنیم.
۱_ مهار وسوسه در نطفه:
ابتدا درسی که چند جلسه‌ی پیش پیرامون «وسوسه» فرا گرفتید؛ این موضوع بسیار مهم است و باید مرتب خودتان را تحت نظر بگیرید و ببینید؛ آیا با یک آهنگ، یک حرف، یک صدای ذهنی یا یک تصویر ذهنی، وسوسه می‌شوید یا نه؟!
همه‌ی مشکلات از یک فکر، یک خیال و از یک وهم آغاز می‌شوند؛ سپس کم‌کم عادی شده و تبدیل به یک رفتار می‌گردند.
همان ابتدا که وسوسه‌ای ایجاد می‌شود و می‌خواهد ذهنتان را به هم بریزد و شما را گرفتار ترس، ناامیدی، ناراحتی یا مسائل جنسی و گناه و خطا کند، باید همان لحظه آن را بشناسید که وسوسه‌ای در حال شکل‌گیری است و کنترل آن را به دست بگیرید. اگر آن را در نطفه خاموش کنید، جلوی کوهی از مشکلات گرفته خواهد شد.
پس مواظب باشید؛ اگر ذهنتان عادت به گفت‌وگوهای وسوسه‌گونه دارد، سریعاً آن صداهای ذهنی را خاموش کنید.

۲.یافتن مرز بین فضیلت و رذیلت یا نقطه‌ی تعادل:
موضوع دیگر، یادگیری مرز بین فضیلت و رذیلت در جلسه‌ی پیشین بود تا نقطه‌ی میانه‌ی این دو را پیدا کنیم.
برای هر کاری در زندگی لحظه‌ای تأمل کنید و ببینید آیا در فضیلت قرار دارید یا دچار زیاده‌روی _افراط_ یا کم‌روی _تفریط_ هستید؟
اگر دو رذیلت را شناسایی کنیم، می‌توانیم به راحتی نقطه‌ی میانه‌ی آن دو را که «نیکی و فضیلت» است، پیدا کنیم.
به طور مثال؛ فردی بسیار خجالتی است، نمی‌تواند حرف خود را بزند، صورتش سرخ شده و اذیت می‌شود؛ در مقابل، فرد دیگری بسیار پررو است، به‌راحتی با بزرگ‌تر از خود هر شوخی نامناسبی می‌کند، حرف‌هایی می‌زند که شایسته نیست و بدون هیچ خجالتی کارهایی خارج از ادب انجام می‌دهد. کدام یک درست است؟
هر دو رذیلت هستند؛ خجالتی بودن رذیلت است، پررو بودن نیز رذیلت است؛ میانه‌رو بودن فضیلت است.
پس ما باید نقاط فضیلت زندگی خود را بشناسیم و همواره آن نقطه را در مرز تعادل نگاه داریم و اجازه ندهیم؛ آن تعادل به هم بریزد.

عزیزانم! ما دوره‌ی «ایلیا» را بر اساس اندیشه‌ها و مرام امام علی (ع) پیش می‌بریم و هر لحظه نیز از خودِ امیرالمؤمنین (ع) تقاضا می‌کنیم که ما را به صورت درونی و باطنی مورد الهام قرار دهند، ما را هدایت کنند و هوای ما را داشته باشند. ایشان عجیب‌غریب هوای من و شما را خواهند داشت.
رفتارهایی در حضرت علی (ع) وجود دارد که اگر امروز بخواهیم آن‌ها را بسنجیم، تعریف کاملاً جدیدی از «شجاعت و بی‌باک بودن» برای ما نمایان می‌شود. رفتارهای شجاعانه‌ی امام علی این‌گونه است.
_ پیش‌روی بدون زرهِ پشت:
زمانی که به میدان جنگ می‌رفتند، هیچ‌گونه دلهره‌ای نداشتند، راحت می‌جنگیدند و به پیش می‌رفتند. ایشان هرگز پشت خود را با زره یا سپری نمی‌پوشاندند و می‌فرمودند:
«من قرار نیست به دشمنم پشت کنم و همیشه رو به جلو حرکت می‌کنم.»
مطمئن بودند که قرار نیست پشت به میدان کنند، برای همین سپر و زرهی در پشت خود قرار نمی‌دادند.

_احساس آرامش و امنیت در هنگام نبرد:
هم‌چنین هنگامی که در اوج نبرد بودند، حواسشان بود با چه کسی مبارزه می‌کنند، وسط جنگیدن با افراد صحبت می‌کردند؛ حتی در کتاب شریف نهج‌البلاغه خطبه‌هایی از امام علی (ع) آمده است که هنگام جنگ، یعنی وسط نبرد، سخنرانی کرده‌اند. حال اگر جایی دعوا و ناراحتی ایجاد شود من صدایم می‌لرزد، فکرم کاملاً مغشوش می‌شود، دستم می‌لرزد و خشم دارم؛ هیچ‌گاه نمی‌توانم در میانه‌ی جنگ و نبرد سخنرانی کنم.
باید ببینیم این حالت شجاعانه امام علی (ع) چه‌گونه است که در عین جنگاوری و شجاعت، تا این میزان در آرامش و امنیت به سر می‌بردند.


صفحه‌ی ۱
 _ نگاه فراتر از نتیجه:
ایشان هنگامی که وارد نبرد می‌شوند، اصلاً برای‌شان مهم نیست؛ طرف مقابل بزرگ‌تر است، قوی‌تر است، توانمندتر است، شکست می‌خورند یا پیروز می‌شوند؟!
گویا به هیچ‌کدام از این‌ها فکر نمی‌کنند.
این خود یک شیوه‌ی فکر کردن است که امروز با هم این شیوه‌ی تفکر شجاعانه‌ی امام علی (ع) را فرا می‌گیریم.

_ ژرف‌نگری و مطالعه در حین نبرد:
در نبردی مالک اشتر به ایشان عرض کرد:
«یا علی! امروز در جنگ بیش‌تر افراد را زخمی کردی و کسی را نکشتی.»
حضرت فرمودند: «من در تقدیر هر انسانی که با او وارد جنگ می‌شدم، می‌نگریستم که آیا در نسل‌های بعد از او انسان درست‌کاری به وجود می‌آید یا نه؛ اگر قرار بود انسان درست‌کاری از نسل او به وجود بیاید؛ سعی می‌کردم در هنگام نبرد جان او را حفظ کنم.»
بنابراین امام علی (ع) در حین نبرد نیز مطالب بسیار زیادی را مطالعه و بررسی می‌کرده‌اند!
.
عزیزانم، بحث امروز را پیرامون «ترس و شجاعت» آغاز می‌کنیم.
یکی از عزیزان من به کلاس آواز رفته بود؛ صدایش بسیار خوب بود، تمریناتش را نیز به زیبایی اجرا می‌کرد. یک روز در مهمانی از او درخواست کردیم قطعه‌ای بخواند؛ وقتی می‌خواست بخواند، آن‌قدر تحت تنش و فشار قرار گرفت که زد زیر گریه!
این همیشه در ذهن من ماند که چرا با وجود این‌که صدای خوبی داشت و مشکلی برای اجرا نداشت به جای خواندن گریه کرد؟
چه فشاری روی او بود؟
آن فشار، فقط یک چیز بود: ترس!
ترس از این‌که نکند؛ خراب کنم، نکند فالش بخوانم، نکند صدایم ضعیف باشد، نکند مسخره شوم و .. تمام این شرم‌ها روی هم جمع شدند و اجازه نداند بخواند.
_ چه‌ فرصت‌هایی در زندگی ما که به خاطر ترس از دست می‌رود.
_ چه جاهایی که باید حرف می‌زدیم و به خاطر ترس و شرم کنار می‌کشیم.
_ چه جاهایی که باید از حق خود دفاع می‌کردیم، اما به خاطر ترس انجام ندادیم.
_ چه جاهایی که می‌توانیم گام بلندی برداریم، اما به خاطر ترس زمین‌گیر می‌شویم.
پس ما باید ترس‌ها را شناسایی کنیم و شیوه‌ی برخورد با آن‌ها را فرا بگیریم، اگر این شیوه را فرا بگیرید بسیاری از مشکلات حل می‌شود.

هر کسی از چیزی می‌ترسد: یکی از آبرو، یکی از ارتفاع، یکی از حیوانات وحشی، یکی از تاریکی و... مهم نیست چه ترسی دارید؛ مهم این است که با همه‌ی آن‌ها به یک شیوه‌ی واحد_ همان شیوه‌ای که امیرالمؤمنین (ع) داشتند_ می‌توان برخورد کرد و قابل حل هستند.

فرمول اصلی مقابله با ترس:
ترس را به «بازی» تبدیل کن!
فرض کنید به محیط بازی‌هایی مثل «اتاق فرار» یا «پینت‌بال» می‌روید_ بازی‌هایی که بر اساس صحنه‌ی جنگ طراحی شده‌اند_ به سمت شما شلیک‌ می‌شود و فقط لباستان رنگی می‌شود، اما چون می‌دانید این گلوله‌ها واقعی نیستند و شما را نمی‌کشند با این‌که دقیقا شبیه به یک صحنه‌ی جنگ و نبرد است؛ نه‌تنها هیچ ترسی ندارید بلکه می‌خندید، بازی می‌کنید و خوشحال هستید.
اما اگر احساس کنید آن نبرد واقعی است یعنی واقعا حیوانی شما را دنبال می‌کند با واقعا دشمنی می‌خواهد شما را بکشد؛ در هر دو حالت_بازی و نبرد واقعی_ بدنتان به یک میزان فعالیت می‌کند و واکنش طبیعی بدنتان کاملا متفاوت می‌شود.
در واقع هنگامی که ترس نوعی بازی است، بدنتان به یک حالت رفتار می‌کند؛ فشار خون، غدد درون‌ریز و تپش قلب به یک شیوه است؛ اما جایی که ترس نوعی خطر و از دست‌دادن است، بدن به حالت دیگری برنامه‌ریزی می‌کند.
بسیاری از ترس‌های ما در زندگی اصلاً خطر جانی ندارند، اما ناخودآگاهِ ما گمان می‌کند بسیار هولناک و ترسناک است و به همین علت ما را وارد حالت ترس‌های جانی می‌کند.
مثلاً؛ برخی از افراد وقتی می‌خواهند خودشان را در جمعی معرفی کنند، آن‌قدر می‌ترسند که گویا یک حیوان وحشی به آن‌ها حمله کرده است؛ ناگهان عضلاتشان منقبض می‌شود، می‌لرزند و خجالت می‌کشند.


صفحه‌ی ۲
بنابراین، شیوه‌ی مواجهه‌ی ما با ترس‌ها باید به صورت یک «چالش» یا یک «بازی» باشد.
یعنی گمان نکنید قرارست چیزی را از دست بدهید یا بیچاره شوید؛ تصور کنید. می‌خواهید مسئله‌ با چالشی را حل کنید.

به‌طور مثال؛ می‌خواهید در جمعی آواز بخوانید، موسیقی بنوازید یا بلندبلند صحبت کنید؛ در ابتدای امر طبیعی است که بترسید؛ در گام نخست از ترس‌تان خجالت نکشید، اما هنگام مواجه‌شدن با آن، آن را به چشم یک غول نبینید به‌عنوان یک چالش یا یک بازی نگاهش کنید.
مثل بازی «گرگم‌به‌هوا» که به دنبال هم می‌دوید و یک‌دیگر را می‌گیرید؛ اما اگر گرگِ واقعی دنبالتان کند، دست‌وپای خود را گم می‌کنید و می‌ترسید؛ باید همه‌ی ترس‌های زندگی برای شما یک چالش باشد، یک بازی باشد نه یک واقعیت!

بنابراین، این‌که امام علی (ع) در میدان نبرد وسط معرکه سخنرانی می‌کنند بدین علت است که آن نبرد را خیلی نبرد نمی‌بینند و ترس را نوعی بازی، یا فرآیند حل مسئله یا یک چالش می‌بینند.

توجه کرده‌اید؛ برای کارهایی مثل «چالش چهل روز سحرخیزی» یا تمرینات ورزشی با چالش انجام کارهای مثبت با اشتیاق پیش می‌رویم.
انسان‌ها برای خود چالشی را تعریف می‌کنند، سپس آن چالش را مانند یک بازی انجام می‌دهند و اصلا فکر نمی‌کنند؛ «وای نتیجه چه می‌شود!.»
پس چرا ما می‌ترسیم؟!
زیرا در درون خود احساس می‌کنیم؛ «اگر خراب شود، چه می‌شود؟!» اما در این دنیا چیزی خراب نمی‌شود و اگر چیزی خراب شد به شما تجربه‌ای می‌دهد برای بهتر شدن...
بنابراین، دنیا آن‌قدرها جدی نیست یک صحنه‌ی بازی است که شما باید خوب بازی کنید. پس مانند یک بازی فوتبال، یک بازی گروهی و شرکت در مسابقات ورزشی که هیچ‌گاه احساس نمی‌کنید یک حیوان وحشی به شما حمله کرده است یا اتفاقات بازگشت‌ناپذیری در حال وقوع است و می‌گویید:
«بازی اشکنک داره
سر شکستنک داره»
اصلا برای آن ناراحت نیستید چراکه می‌دانید یک چالش است؛ در مواجهه با ترس‌ها نیز چنین تصوری داشته باشید.

اکنون کارهایی را که جرات انجام دادن آن‌ها را ندارید و از انجام آن‌ها واهمه دارید یک‌به‌یک بررسی کنید. دلایل ترس ما عموماً این‌ موارد است:
_ ترس از شکست
_ ترس از خراب شدن
_ ترس از دست دادن
_ ترس از بی‌آبرویی
_ ترس از ضعیف دیده شدن
که موجب می‌شود کارهای مهمی را در زندگی انجام ندهیم، زیرا می‌ترسیم.
از امروز این جمله را در ذهنتان تکرار کنید:
«بترس، اما مثل یک بازی انجامش بده!»



صفحه‌ی ۳
این‌که به کسی بگوییم: «نترس، شجاع باش.» دردی از او درمان نمی‌کند.
مثلاً؛ اگر هنگام کوهنوردی ناگهان کسی از ارتفاع می‌ترسد، و شما به او بگویید: «نترس، ببین من نمی‌ترسم.» اصلاً راه درمان نیست.
باید بگوییم: «حتی اگر می‌ترسی جدی نگیر، فرض کن یک بازی است و بازی را با دقت و ظرافت ادامه بده.»

پس ما دو نوع واکنش ترس داریم:
۱_ ترس‌هایی که منجر به آسیب جدی می‌شود و بدن ما آن‌ها را یک نوع از دست دادن می‌بیند.
۲_ ترس‌هایی که تصور می‌کنید یک چالش یا یک بازی است و ممکن است در این بازی حتی شکست بخورید.
ترس‌های زندگی‌تان را روی حالت دوم ببرید.
یعنی دیگر نگویید؛ «از فلان موضوع می‌ترسم.»
بگویید: «یک چالش است، می‌خواهم این چالش را حل کنم.»

پس فرض کنیم؛ شما از ارتفاع می‌ترسید، وقتی کوه می‌بینید پای‌تان می‌لرزد؛ با احتیاط با کسی که متبحر و وارد است با هم به کوه می‌روید. از اول تا آخر ممکن است بترسید، اما باز هم اقدام می‌کنید و گام برمی‌دارید و در ذهنتان می‌گویید: «درست است این کار اندکی برایم وحشتناک است، اما می‌خواهم به عنوان یک چالش حلش کنم؛ چالش مواجه شدن با ترس از ارتفاع. »
پس از مدتی می‌بینید که برای‌تان تبدیل به یک بازی شده است.

پس اگر ترس خود را خیلی جدی بگیرید نمی‌توانید حلش کنید، اما اگر مشکلات و ترس‌ها را یک بازی ببینید و مثل یک بازی با آن رفتار کنید، بسیار راحت قابل حل است.

نویدی خدمت به شما می‌دهم:
اگر شما در زمینه‌ای توانستید بر یک ترس غلبه کنید، غلبه کردن بر دیگر ترس‌های زندگی‌ نیز کار بسیار آسوده‌ای است؛ اصلاً دیگر دل‌نگران آن‌ها نباشید. یعنی غلبه کردن بر یک ترس سبب می‌شود که راحت بر دیگر ترس‌ها نیز غلبه کنید.

پس فرض می‌کنیم؛ کسی می‌گوید: «من از دوچرخه‌سواری می‌ترسم، می‌ترسم بیفتم؛ زیرا در کودکی افتاده‌ام یا دیده‌ام یک نفر افتاده است.»
اکنون دیگر به عنوان یک کار مهم به آن نگاه نکن، به عنوان یک بازی، یک چالش به آن نگاه کن. بله..، ممکن است بیفتم!
تمام نکات ایمنی‌ را رعایت کن، از تجربه‌ی افراد ماهر نیز استفاده کن و با این‌که دلهره داری، اما دیگر دلهره یک شکست نباشد، دلهره‌ی یک بازی باشد!
دیده‌اید وقتی بازی می‌کنید، حتی اگر دو گل هم خوردید یا دو بار هم خراب کردید، خیلی مهم نیست؛ باید با این حالت باشید.
در ذهنتان نگویید: «این یکی از ترس‌های زندگی من است.»
بگویید: «این یکی از چالش‌هاست که می‌خواهم با آن چالش مواجه شوم و حلش کنم.»
ابتدا ممکن است اندکی دلهره داشته باشید، اما پس از مدتی تازه برای شما خوشایند نیز می‌شود و متوجه می‌شوید؛ مواجه شدن با بخش‌های ترسناک زندگی‌مان چه‌قدر هیجان‌انگیز است ...

شاید کسی از شنا کردن می‌ترسد؛ نباید ترس از آب را تا آخر عمر خود حمل کند،
باید با آن مواجه شوید. امیرالمؤمنین (ع) یک انسان شجاع است، بسیار هم شجاع است و ما نیز پا جای پای ایشان می‌گذاریم، بنابراین ما نیز باید شجاع و بی‌باک باشیم.
هر نقطه‌ی ترسی در زندگی‌تان است، حلش کنید، حال از آب می‌ترسید، خیلی راحت می‌گویید: «چالش پریدن در آب.»
ابتدا بررسی کنید؛ عمق آب چه‌قدر است، خطری نداشته باشد،، همه‌چیز عالی است؛ همه‌ی نکات را رعایت می‌کنید و سپس با آن مواجه می‌شوید.
نکته‌ی مهم: همیشه از یک مربی از یک انسان وارد و ماهر از یک کسی که این مسیر را رفته است کمک بگیرید، کنارتان باشد، اما ترس را حمل نکن.



صفحه‌ی ‌ ۴
 عزیزانم، شما در زندگی‌ خود دارای توانمندی‌هایی هستید؛ هر ترسی که در ناخودآگاه‌تان حمل کنید  قسمتی از توانمندی‌های شما را ضعیف می‌کند و خودتان نمی‌بینید.
به‌طور مثال؛ من از ارتفاع می‌ترسم، اما در آینده در تصمیم‌گیری یک موضوع اقتصادی دچار اشتباه  می‌شوم.
شاید بگویید: «هیچ ربطی به یک‌دیگر ندارند.»
شما ربط آن‌ها را نمی‌بینید، در مغزتان یک ربطی با یک‌دیگر دارند. پس ترس‌های‌تان را شناسایی کنید و از ترس‌ها فرار نکنید.

به طور مثال؛ من از خزندگان می‌ترسم؛ با وجود این ترس می‌گویم: «خزندگان کثیف هستند، موجب چندش من می‌شود و آن‌ها را  دوست ندارم.»
این‌‌گونه نیست که آنان را دوست نداشته باشید، اتفاقاً ممکن است سپس به آن‌ها علاقه‌مند نیز بشوید؛
لیکن روش فرار را پیش گرفته‌اید، فرار نکنید!
با خزندگان، با حشرات مواجه می‌شوید و چالش مواجه شدن با حشرات _مثلاً دست کشیدن روی یک سوسک_ را طی می‌کنید، چالش نوازش کردن یک مار را طی می‌کنی؛ البته با کمک افراد متبحر، که به شما یاد بدهند چه‌گونه باید یک مار را بگیرید که گازتان نگیرد، خطرناک نباشد و آسیبی به شما نزند. همه‌ی این‌ ترس‌ها را حل می‌کنید.

پس از امروز یک کار بسیار مهم پیش رو داریم، این‌که ترس‌های خود را شناسایی کنیم و آنان را حمل نکنیم و این یکی دو هفته پیش‌رو، شجاعانه با ترس‌های خود روبه‌رو شویم نه به‌عنوان یک ترس، بلکه به‌عنوان یک بازی و یک چالش.

هنگام مواجه‌شدن با ترس‌ها ممکن است دلهره به سراغ شما بیاید و بگوید: «برگرد، نمی‌خواهی، ولش کن.»
لحظه‌ای در دلتان به امام علی (ع) سلام می‌دهید و از امام علی (ع) طلب می‌کنید آن شجاعتی را که در وجودشان است به شما ببخشند. سپس یک‌باره دلتان گرم می‌شود، احساس قدرت می‌کنید، احساس پشتوانه می‌کنید واز آن پس دیگر با یکی از ترس‌ها و مشکلات زندگی خود مواجه نیستید، بلکه با یکی از بازی‌های زندگی مواجه هستید.
می‌گویید: «یک چالش است، می‌خواهم امروز بروم این چالش را به سرانجام برسانم و حلش کنم.»
اصلاً دیگر این‌‌گونه نیست که بگویید؛ «می‌خواهم با یکی از ترس‌هایم مواجه شوم.»
ترس کیلویی چند؟!!
شما می‌خواهید با یکی از چالش‌های زندگی‌تان مواجه شوید، می‌خواهید یک بازی انجام دهید. پس از هر چیزی که در این دنیا می‌ترسید، هر نگرانی دارید، به دل آن می‌روید....
نه به‌عنوان یک غول، بلکه به عنوان یک بازی. «اگر برای بقیه لاته
برای شما شکلاته.»
شکلاتش را برمی‌دارید و لذت ببرید.



صفحه‌ی ‌۵
پس عزیزانم، برای مواجه شدن، این چند گام را طی کنید:
۱_ از یک فرد متبحر در آن رشته که در آن زمینه شجاع است یا مهارت دارد، کمک بگیرید.
۲_ وقتی می‌خواهید وارد شوید، در دلتان نگویید؛ «می‌خواهم با ترس مواجه شوم.» بگویید: «یک بازی، یک تفریح، یک چالش است؛ بروم ببینم چه می‌شود.» اصلاً هم نتیجه‌اش مهم نیست.
۳_ در دلتان سلامی به امام علی (ع) داشته باشید و از ایشان بخواهید که آن شجاعت قلبی که در وجودشان است، به وجود شما نیز وارد شود.

به یاد داشته باشید انسان‌هایی که با ترس‌های خود زندگی می‌کنند و از حل کردن آن ترس واهمه دارند و آن را رها کرده‌اند در ناخودآگاهشان همیشه آن ترس و آن ناتوانی را حمل می‌کنند و جایی حتماً ضربه خواهند خورد.

شما در دوران نوجوانی هستید و با سرعت در حال ساختن خودتان هستید؛ یک‌به‌یک ترس‌ها را شناسایی و برطرف کنید.
هر کس ترسی را برطرف کرد، لطفاً برای بنده گزارش آن را بفرستد و بگوید:
با چه چالش‌هایی مواجه شد؟
چه‌گونه آن چالش را برطرف کرد؟
تا ما نیز در اختیار دیگر ایلیایی‌ها قرار دهیم و همه با تجارب یک‌دیگر پیش برویم و یاد بگیریم که دختر و پسرهای بی‌باک، شجاع و قدرتمندی باشیم.

ممنون از این‌که با اشتیاق درس‌ها را پیگیری می‌کنید و با ارادت به امام علی (ع)، خودتان را رشد می‌دهید. عاشقان هستم، دوستتان دارم.

«در پناه نور و عشق الهی باشید.»


صفحه‌ی ‌ ۶

🟢خلاصه و نکات کلیدی جلسه‌ی چهاردهم ایلیا 

🔸حکمت چهاردهم: راز شجاعت ایلیا


این جلسه، متعلق به یکی از جلسات آموزشی/پرورشی دوره‌ی «ایلیا» است که با محوریت شجاعت و غلبه بر ترس بر مبنای سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام) تنظیم شده است:


🔸 ۱. خلاصه متن

این گفتار با یادآوری مرام و منش امام علی (ع) و تأکید بر تأثیر مهار وسوسه‌ها در لحظه نخست و رعایت تعادل میان رذیلت‌ها برای رسیدن به فضیلت آغاز می‌شود.


🔹 موضوع اصلی جلسه «غلبه بر ترس و کسب شجاعت» است. استاد مقدم عزیز با استناد به آرامش و شجاعت کم‌نظیر امام علی (ع) در میدان‌های نبرد، تبیین می‌کند که ریشه بسیاری از ناتوانی‌ها، شکست‌ها و بازماندن از رشد، ترس‌های ناخودآگاه (ترس از قضاوت، شکست، بی‌آبرویی و خطرات موهوم) است. 


🔸راهکار اساسی، تغییر زاویه دید و شیوه‌ی فکرکردن به مسائل ترسناک است: تبدیل نگاه به ترس از یک «خطر و فاجعه زیان‌بار» به یک «بازی و چالش». 


🔸در پایان، فرمول سه‌مرحله‌ای مواجهه با ترس‌ها (کمک از فرد ماهر، تغییر نگرش به چالش/بازی، و توسل به حضرت علی برای دریافت شجاعت قلبی) برای تمرین عملی در زندگی تبیین شده است.


🔸 ۲. نکات کلیدی و مباحث مهم


🔹 الف) مرور درس‌های گذشته

* مهار وسوسه در نطفه: تمام خطاکاری‌ها، ناامیدی‌ها و گناهان از یک فکر و خیال ذهنی آغاز می‌شوند؛ اگر وسوسه همان لحظه اول شناسایی و خاموش نشود، تبدیل به رفتار و بحران‌های بزرگ می‌شود.


* یافتن مرز فضیلت (تعادل): فضیلت حد وسطِ بین افراط و تفریط (دو رذیلت) است؛ مانند حد وسط میان «خجالتی بودنِ بیش‌ازحد» و «پررویی/بی‌ادبی».


🔹 ب) الگوی شجاعت علوی

* رو به جلو و بدون دلهره: نداشتن زره پشتی توسط امام علی (ع) نماد اطمینان، تمرکز بر پیشروی و پشت‌نکردن به میدان بود.


* آرامش و تسلط در اوج بحران: توانایی سخنوری، گفتگو و حتی اندیشیدن به عاقبت و نسل افراد، وسط کارزار نبرد توسط حضرت علی (ع)، نشان‌دهنده امنیت درونی، نگاه متعالی و تسلط فوق‌العاده ایشان بر روان خویش است.


🔹 ج) ماهیت ترس و آسیب‌های آن

* ترس‌های ناشی از قضاوت و شرم (مثل ترس از خراب‌کردن، مسخره‌شدن، بی‌آبرویی) مانع از بروز توانمندی‌های واقعی و استفاده از فرصت‌های زندگی می‌شود.


* واکنش بدن در مواجهه با خطرات واقعی و تهدیدهای ذهنی مشابه است؛ مغز تمایل دارد چالش‌های ساده را به اشتباه به‌صورت یک «خطر جانی/فاجعه‌بار» تفسیر کند.


* ترس‌های پنهان ناخودآگاه سرکوب‌شده، روی دیگر ابعاد زندگی (از جمله تصمیم‌گیری‌های حساس یا مالی) تأثیر منفی می‌گذارند و انرژی فرد را هدر می‌دهند.


🔹 د) رویکرد عملی و راهکار مواجهه با ترس ( نگاه چالشی)


* جمله کلیدی: *«بترس، اما مثل یک بازی انجامش بده.»* گفتن «نترس» کارساز نیست؛ باید ترس را پذیرفت و با وجود دلهره اقدام کرد.


* تبدیل غول به شکلات (چالش): ترس‌ها را نه فاجعه، بلکه مسائلی برای حل‌کردن و چالش‌هایی با ماهیت سرگرمی ببینید (همچون بازی پینت‌بال یا اتاق فرار).


* اثر سرایت غلبه بر ترس: موفقیت و پیروزی بر یک ترس (مثل ارتفاع، آب، حیوانات یا صحبت در جمع)، غلبه بر دیگر ترس‌های پنهان زندگی را هموار می‌کند.


* اجتناب از فرار و توجیه: فرار نکردن با بهانه‌هایی مثل «چندشم می‌شود» یا «خوشم نمی‌آید»؛ راه‌حل در ورود آگاهانه و کنترل‌شده به دل ترس است.


🔹 هـ) مراحل ۳‌گانه مواجهه با ترس‌ها (تکلیف عملی دوره)

1. استفاده از راهنما: همراهی و کمک گرفتن از افراد ماهر و باتجربه و رعایت تمام نکات ایمنی.


2. تغییر برچسب ذهنی: نفی بار منفی و هولناک واژه «ترس» و تبدیل آن به «بازی، تفریح و چالش».


3. پشتوانه و پیوند باطنی: سلام قلبی به امیرالمؤمنین (ع) و درخواست و طلب شجاعت و طمأنینه از ایشان در لحظات دلهره‌آور.



#حکمت_ایلیا

#جلسه_چهاردهم

#علی_مقدم


ادامه و نکات مهم حکمت چهاردهم 


🔸شجاعت یعنی در دل معرکه، قلبت آرام باشد...  

 امام علی (ع) حتی در اوج نبرد پشتش زره نمی‌بست؛ چون نگاهش به سختی‌ها، وحشت و فرار نبود، تسلط و آرامش بود.  

 اگر می‌خواهی در مسیر جوانمردی رشد کنی، باید با ترس‌هایت روبه‌رو شوی؛ نترسیدن شعار است، راز واقعی این است: «بترس، اما با آرامش و توکل برو در دلش!»  


🔸 چند بار تا حالا به‌خاطر ترس از قضاوت یا خراب کردن، سکوت کردی و عقب کشیدی؟  

✨چقدر استعداد و صدا که پشت نقاب «خجالت» و «ترس از مسخره شدن» دفن شدند!  


✨واقعیت این است که دنیا آن‌قدرها هم ترسناک نیست؛ ذهن ماست که چالش‌های ساده را مثل یک خطر جانی می‌بیند.  


✨ اگر بترسی و در جا بزنی، توانمندی‌هایت ذره‌ذره ضعیف می‌شوند. وقتش رسیده ترس‌هایت را زمین بگذاری.  


🔸سبک زندگی و نگاه چالشی (بترس اما انجام بده)

✨ فرمول ساده غلبه بر ترس‌ها: دنیا را یک بازی ببین! 


✨ چرا در بازی پینت‌بال به سمتت شلیک می‌شود و می‌خندی، ولی در صحبت کردن جلوی جمع عضلاتت قفل می‌شود؟ چون به دومی نگاه فاجعه‌بار داری!  


✨از امروز دیگر نگو «می‌ترسم»، بگو «این یک چالشه که می‌خواهم حلش کنم».  


✨ بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره... شکست خوردی؟ تجربه شد! برو مرحله بعد.  


🔸خودسازی و مهار ذهن (وسوسه و ترس)

> همه طوفان‌های زندگی از یک «فکر خاموش‌نشده» شروع می‌شوند.  


✨اگر همان ثانیه اول که وسوسه یا فکر ترسناک می‌آید، مهارش نکنی، فردا تبدیل به رفتار و مانع زندگی‌ات می‌شود.  


✨ شجاعت یعنی ذهن ناآرام را مهار کنی و حد تعادل را پیدا کنی؛ نه خجالتیِ گوشه‌گیر باش و نه بی‌ادبِ پررو. تعادل یعنی فضیلت.  



🔸 از ارتفاع می‌ترسی؟ از آب؟ از صحبت کردن توی جمع؟  

 ترس‌ها غول نیستند، فقط شکلات‌هایی هستن که باید پوستشون رو بکنید و لذتش رو ببرید!  


✨با کمک آدم‌های کار بلد، یکی‌یکی بروید سراغ ترس‌هایی که حملشان کردید و روشون خط بکشید. شکستن اولین ترس یعنی کلید باز کردن تمام قفل‌ها!  


🔸 سه‌مرحله‌ای و آموزشی (چک‌لیست اقدام)

❓چگونه با بزرگ‌ترین ترس‌هایمان روبه‌رو شویم؟ (فرمول ۳ مرحله‌ای)  


> 1️⃣ کمک گرفتن: با یک مربی یا فرد ماهر و رعایت ایمنی جلو برو.  


> 2️⃣ تغییر زاویه دید: بگو «این یک بازیه و قراره تجربه‌اش کنم، نه اینکه فاجعه باشه». 

 

> 3️⃣ پشتوانه قلبی: به مولا علی (ع) سلام بده و شجاعت قلبی بخواه.  


📌 ذخیره کن تا هر وقت دلهره آمد سراغت، یادت نرود! 


🔸 ترست رو حمل نکن، حلش کن!  

✨هر ترسی که در ناخودآگاهت مخفی کنی، یک گوشه از استعدادهایت را فلج می‌کند.  


✨وارد میدان شو، با ترس‌هایت چشم در چشم شو و به عنوان یک چالش فتحش کن.  


> ذکر دل: یا علی مدد ✋



#حکمت_ایلیا

#جلسه_چهاردهم

#علی_مقدم

Wisdom Fourteen: The Secret of Imam Ali's Courage Hi everyone, I hope you are doing well. And welcome back to Ilya. In this session, we're going to talk about one of the most important qualities in life: “Courage”. What does it really mean to be courageous? Does courage mean that you never feel afraid? Or does it mean that you can feel fear and still move forward? Inspired by the life and character of Imam Ali, peace be upon him, this session explores the nature of fear, the way fear can affect your thoughts and decisions, and how you can learn to face your fears with greater calmness, confidence, and inner strength. We'll also look at a practical three-step approach . So, let's begin by exploring the secret behind Imam Ali's courage and what you can learn from it. Summary and Key Points from Ilya Session Fourteen The session emphasizes two important ideas: controlling negative thoughts and temptations at the very beginning, and finding balance between two extremes in order to develop virtue. The main topic of this session is overcoming fear and developing courage. Dear Mr. Moghadam talks about Imam Ali's remarkable calmness and courage in battle. He explains that many of your weaknesses, failures, and missed opportunities come from hidden fears — fear of being judged, fear of failure, fear of embarrassment, or fear of dangers that may not even be real. The key is to change the way you look at frightening situations. Instead of seeing fear as a terrible danger or disaster, you can learn to see it as a challenge, an experience, or even a game. Key Points and Important Topics A. Reviewing the Lessons from Previous Sessions • Control temptation at the very beginning. Many mistakes, negative behaviors, and moments of hopelessness begin with a single thought or mental image. If you notice that thought and deal with it right away, you can prevent it from growing into something bigger. • Find the balance that leads to virtue. Virtue often lies between two extremes. For example, there is a difference between being too shy and withdrawn and being rude or disrespectful. The goal is to find the healthy balance between the two. B. The Alavi Model of Courage • Moving forward without fear Imam Ali is described as a person who faced the battlefield with confidence and courage. The fact that he did not wear armor on his back symbolizes his determination to move forward rather than turn away and run. • Calmness in the middle of a crisis Even in the middle of battle, Imam Ali could remain calm, speak with others, think clearly, and look beyond the immediate situation. This reflects his extraordinary inner strength, spiritual awareness, and self-control. True courage is not simply the absence of fear. Courage means keeping your heart calm even when you are facing something difficult. C. Understanding Fear and Its Effects Many of your fears come from worrying about what other people will think. You may be afraid of messing up, being mocked, or losing face. These fears can prevent you from showing your real abilities and taking important opportunities. Sometimes your mind treats an ordinary challenge as if it were a serious danger. That is why something as simple as speaking in front of a group can feel extremely difficult. Your body can react strongly not only to a real danger, but also to a threat that exists mainly in your mind. Your brain can sometimes interpret a simple challenge as if it were a serious or life-threatening danger. Hidden fears can also affect other areas of your life — including sensitive decisions and financial ones — and drain your energy. D. A Practical Way to Face Fear: The Challenge Mindset "Be afraid, but do it like a game." Simply telling yourself, "Don't be afraid," usually doesn't make the fear disappear. Instead, you can accept that you are afraid and still take the next step. The goal is not to wait until the fear disappears. The goal is to move forward even while you feel nervous. Turn the giant into chocolate One of the ideas in this session is to stop seeing fear as a huge disaster. Instead, see it as a challenge to solve. Think about games such as paintball or an escape room. There may be pressure, uncertainty, and excitement, but you don't see them as disasters. You see them as experiences and challenges. You can try to develop the same attitude toward some of the challenges in your life. Instead of saying, "I'm afraid," try saying, "This is a challenge, and I want to see if I can handle it." You may make mistakes. You may even fail. But failure can become part of the learning process. You can learn from it, try again, and move on to the next stage. One victory can lead to another When you successfully face one fear — such as speaking in public, being in the water, or trying something new — you may find it easier to face other fears as well. One small victory can give you the confidence to take on another challenge. • Don't let fear make every decision for you Sometimes you avoid things by saying, "I don't like it," or "It makes me uncomfortable." Sometimes that's simply another way of avoiding something you're afraid of. Instead of automatically running away, learn to approach challenges gradually, consciously, and safely. E. The Three-Step Formula for Facing Fear Get help If something is difficult, unfamiliar, or potentially dangerous, don't try to handle it alone. Get help from a qualified, experienced person and follow the appropriate safety guidelines. Change your perspective Instead of thinking, "This is a disaster," try thinking, "This is a challenge. I'm here to learn and experience it." Changing the way you think about a situation can change the way you respond to it. Find inner support Turn to Imam Ali, peace be upon him, with your heart. Remember him and ask him for courage, strength, and inner peace. More on Wisdom Fourteen Courage means keeping your heart calm right in the middle of the battle. Imam Ali never wore armor on his back — because his focus wasn't on hardship, fear, or running away. His focus was on mastery and calmness. If you want to grow in courage, strength, and nobility, you need to learn how to face your fears. "Don't be afraid" is only a slogan. The deeper lesson is: "You may be afraid, but move forward with calmness and trust in God." How many times have you stayed silent or stepped back because you were afraid of being judged or making a mistake? How much talent and how many great ideas remain hidden because of shyness or fear of being laughed at? The world is not always as frightening as your mind makes it seem. Sometimes your mind turns ordinary challenges into something much bigger than they really are. When fear constantly stops you from taking action, you may gradually lose confidence in your abilities. So instead of carrying your fears around with you, start learning how to face them. A Lifestyle of Challenge: Be Afraid, But Move Forward A simple way to approach fear is to look at life as a series of challenges and experiences. Why is it that when people shoot at you in a game of paintball, you laugh — but when you have to speak in front of a group, your muscles lock up? Because you see one situation as a game and the other as a disaster. The difference is often the meaning you give to the situation. From today, instead of saying, "I'm afraid," try saying, "This is a challenge, and I'm going to work through it." Every game has its wins and losses. Did you fail? Learn from the experience. Then try again and move to the next stage. Self-Development and Mastering the Mind Many of life's difficulties can begin with a thought that you never learn to manage. When a negative or frightening thought appears, learning to recognize it early can help you prevent it from controlling your actions. Courage also means learning to manage a restless mind and finding balance. Don't become so shy that you completely withdraw from life. But don't go to the other extreme and become rude or disrespectful either. Balance is part of true virtue. Don't See Your Fears as Giants Are you afraid of heights? Are you nervous around water? Do you find it difficult to speak in front of other people? Fears aren't giants — they're just pieces of chocolate. You just have to unwrap them and enjoy them. With the help of people who know what they're doing, you can work through your challenges one step at a time. Overcoming your first fear can become the key that unlocks every other one. The Three-Step Practical Checklist How can you face your biggest fears? Get help: Work with a qualified or experienced person when you need guidance, and always follow safety rules. Change your perspective: Tell yourself, "This is a challenge. I'm here to learn and experience it — not to treat it like a disaster." Find inner support: Remember Imam Ali, peace be upon him, and ask him for courage, strength, and peace of heart. Save this checklist so you can come back to it whenever you feel nervous or afraid. Don't Carry Your Fear — Work Through It Every fear that you allow to control you can hold back a part of your potential. Step into the field. Look your fears in the eye, face them as challenges, work through them, and conquer them. Ya Ali Madad. That brings us to the end of this episode. Courage does not mean that you never feel afraid. Courage means that you do not allow fear to control your life. Try the three steps we talked about today, and see how it feels to turn your fears into challenges. Thanks for listening — see you in the next Ilya episode. #Ilya_Wisdom #Session_Fourteen #Ali_Moghadam Translated by: Dr. Behnaz Khojand 

İliya 14. Oturumu: Özet ve Önemli Noktalar Eğitmen: Ali Mukaddem � � 14. Hikmet: İliya'nın Cesaret Sırrı Bu oturum, İmam Ali'nin (a.s) yaşam tarzına dayalı olarak cesaret ve korkuyu yenme temasıyla hazırlanan "İliya" eğitim/gelişim kursunun derslerinden biridir: � � 1. Özet Bu konuşma, İmam Ali'nin (a.s) karakterini hatırlatarak, vesveseleri doğduğu an kontrol altına almanın ve erdeme ulaşmak için kötü huylar arasında denge kurmanın önemiyle başlar. � � Oturumun ana konusu "korkuyu yenmek ve cesaret kazanmak"tır. Değerli eğitmen Mukaddem, İmam Ali'nin (a.s) savaş meydanlarındaki eşsiz sakinliği ve cesaretine dayanarak, birçok yetersizliğin, başarısızlığın ve gelişimden geri kalmanın temelinde bilinçaltı korkuların (yargılanma, başarısızlık, rezil olma ve asılsız tehlike korkuları) yattığını açıklar. � � Temel çözüm, bakış açısını ve korkutucu sorunlara dair düşünce yapısını değiştirmektir: Korkuyu "zararlı bir tehlike ve felaket" olarak görmekten çıkarıp bir "oyun ve meydan okuma" olarak algılamak. � � Sonuç olarak, korkularla yüzleşmek için hayatta pratik yapmaya yönelik üç aşamalı bir formül (uzman birinden yardım almak, zorluğa/oyuna bakış açısını değiştirmek ve kalbi bir cesaret almak için Hz. Ali'ye tevessül etmek) açıklanmıştır. � � 2. Önemli Noktalar ve Temel Konular � � A) Geçmiş Derslerin Gözden Geçirilmesi • Vesveseyi doğduğu an bastırmak: Tüm hatalar, umutsuzluklar ve günahlar zihinsel bir düşünce ve hayalle başlar; eğer vesvese ilk anında fark edilip söndürülmezse, davranışa ve büyük krizlere dönüşür. • Erdem sınırını (dengeyi) bulmak: Erdem, ifrat ve tefrit (iki uç nokta) arasındaki orta yoldur; tıpkı "aşırı utangaçlık" ile "yüzsüzlük/saygısızlık" arasındaki denge gibi. � � B) Alevi Cesaret Modeli • İleriye dönük ve korkusuz: İmam Ali'nin (a.s) sırt zırhı takmaması; güvenin, ilerlemeye odaklanmanın ve savaş meydanına sırtını dönmemenin bir sembolüydü. • Krizin zirvesinde sakinlik ve hakimiyet: Hz. Ali'nin (a.s) savaşın tam ortasında hitabet yeteneğini sürdürebilmesi, sohbet etmesi ve hatta insanların soyunu ve akıbetini düşünebilmesi, onun içsel güvenliğini, yüce bakış açısını ve kendi psikolojisi üzerindeki olağanüstü hakimiyetini gösterir. � � C) Korkunun Doğası ve Zararları • Yargılanma ve utanç kaynaklı korkular (hata yapma, alay edilme, rezil olma korkusu gibi), gerçek potansiyelin ortaya çıkmasını ve hayattaki fırsatların değerlendirilmesini engeller. • Vücudun gerçek tehlikelere ve zihinsel tehditlere karşı verdiği tepki benzerdir; beyin, basit zorlukları yanlışlıkla "hayati bir tehlike/felaket" olarak algılamaya eğilimlidir. • Bastırılmış bilinçaltı gizli korkular, hayatın diğer yönlerini (hassas veya finansal kararlar dâhil) olumsuz etkiler ve kişinin enerjisini tüketir. � � D) Pratik Yaklaşım ve Korkuyla Yüzleşme Yöntemi (Meydan Okuma Bakışı) • Anahtar cümle: "Kork, ama bir oyun gibi üzerine git." Sadece "korkma" demek işe yaramaz; korkuyu kabullenmeli ve endişeye rağmen harekete geçilmelidir. • Canavarı çikolataya çevirmek (Meydan Okuma): Korkuları bir felaket olarak değil, çözülmesi gereken sorunlar ve eğlence niteliği taşıyan engeller (paintball veya kaçış odası gibi) olarak görün. • Korkuyu yenmenin bulaşıcı etkisi: Bir korkuyu (yükseklik, su, hayvanlar veya topluluk önünde konuşma gibi) başarıyla yenmek, hayattaki diğer gizli korkuların da üstesinden gelmenin yolunu açar. • Kaçmaktan ve bahane üretmekten kaçınmak: "İğreniyorum" veya "Hoşlanmıyorum" gibi bahanelerle kaçmamak; asıl çözüm, korkunun içine bilinçli ve kontrollü bir şekilde girmektir. � � E) Korkularla Yüzleşmenin 3 Aşaması (Pratik Ödev) 1. Rehber kullanmak: Yetenekli ve deneyimli kişilerden yardım almak ve tüm güvenlik önlemlerine uymak. 2. Zihinsel etiketi değiştirmek: "Korku" kelimesinin olumsuz ve ürkütücü yükünü reddedip onu "oyun, eğlence ve meydan okuma"ya çevirmek. 3. İçsel dayanak ve bağ: Emirülmüminin'e (a.s) kalpten selam vermek ve korkulu anlarda ondan cesaret ve kalp huzuru dilemek. 14. Hikmetin Devamı ve Önemli Noktaları � � Cesaret, savaşın tam ortasında kalbinin sakin olması demektir... İmam Ali (a.s) savaşın en çetin anında bile sırtına zırh bağlamazdı; çünkü onun zorluklara bakışı dehşet ve kaçış değil, hakimiyet ve sakinlikti. Eğer yiğitlik yolunda büyümek istiyorsan korkularınla yüzleşmelisin; korkmamak sadece bir slogandır, asıl sır şudur: "Kork, ama sakinlik ve tevekkülle üzerine git!" � � Şimdiye kadar yargılanma veya hata yapma korkusuyla kaç kez sustun ve geri çekildin? Utangaçlık ve alay edilme korkusu maskesinin ardına ne kadar çok yetenek ve ses gömüldü! Gerçek şu ki, dünya o kadar da korkutucu değil; basit zorlukları hayati bir tehlike gibi gören sadece bizim zihnimizdir. Eğer korkar ve yerinde sayarsan, yeteneklerin yavaş yavaş zayıflar. Artık korkularını yere bırakmanın vakti geldi. � � Yaşam Tarzı ve Meydan Okuma Bakışı (Kork Ama Yap) • Korkuları yenmenin basit formülü: Dünyayı bir oyun olarak gör! • Neden paintball oyununda sana ateş edildiğinde gülüyorsun da topluluk önünde konuşurken kasların kilitleniyor? Çünkü ikinciye felaket gözüyle bakıyorsun! • Bugünden itibaren artık "korkuyorum" deme, "bu çözmek istediğim bir meydan okuma" de. • Oyunun doğasında yara bere almak vardır... Başarısız mı oldun? Tecrübe oldu! Bir sonraki aşamaya geç. � � Kendini Geliştirme ve Zihin Kontrolü (Vesvese ve Korku) Hayattaki tüm fırtınalar "söndürülmemiş bir düşünce" ile başlar. • Eğer vesvese veya korkutucu düşünce geldiği o ilk saniyede onu kontrol etmezsen, yarın davranışa dönüşür ve hayatına engel olur. • Cesaret, huzursuz zihni dizginlemek ve dengeyi bulmaktır; ne köşeye çekilen utangaç biri ol ne de saygısız yüzsüz biri. Denge, erdem demektir. � � Yükseklikten mi korkuyorsun? Sudan mı? Topluluk önünde konuşmaktan mı? Korkular canavar değildir, sadece paketini açıp tadını çıkarmanız gereken çikolatalardır! • İşinin ehli insanların yardımıyla, taşıdığın korkuların üzerine tek tek git ve üstlerini çiz. İlk korkuyu kırmak, tüm kilitleri açan anahtardır! � � 3 Aşamalı Eğitim (Eylem Kontrol Listesi) ❓ En büyük korkularımızla nasıl yüzleşiriz? (3 Aşamalı Formül) 1️⃣ Yardım almak: Bir antrenör veya yetenekli biriyle, güvenliği sağlayarak ilerle. 2️⃣ Bakış açısını değiştirmek: "Bu bir felaket değil, sadece deneyimleyeceğim bir oyun" de. 3️⃣ Kalpten gelen destek: Mevla Ali'ye (a.s) selam ver ve kalbi bir cesaret iste. � � Korku seni yokladığında unutmamak için bunu kaydet! � � Korkunu Taşıma, Onu Çöz! • Bilinçaltına sakladığın her korku, yeteneklerinin bir köşesini felç eder. • Meydana çık, korkularınla göz göze gel ve onu bir meydan okuma olarak fethet. Gönül zikri: Ya Ali meded ✋